دوشنبه ٢٠ آذر ١٣٩٦
اخبار > پیام آیت الله العظمی جوادی آملی به سومین نشست نقشه جامع مدیریت اسلامی(نجما)
 


  چاپ        ارسال به دوست

پیام آیت الله العظمی جوادی آملی به سومین نشست نقشه جامع مدیریت اسلامی(نجما)

آیت الله العظی عبدالله جوادی آملی در پیامی تصویری خطاب به سومین نشست نقشه جامع مدیریت اسلامی «نجما» ضمن تقدیر و تشکر از برگزاری و پیشبرد چنین محافلی برای اندیشیدن نکاتی را متذکر و یادآور شدند.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سعی بلیغ شما در تدوین مدیریت اسلامی و کوشش چندین ساله شما انشاء الله سرمایه دنیا و آخرتتان خواهد بود. این همایش وزین هم در کنار مضجع ملکوتی ثامن الحجج علی بن موسی الرضا (ع) مستقر است که از برکات آن مضجع ان شاء الله همه کسانی که با ایراد سخن و ارائه مقاله بر وزن علمی این همایش افزودند ذات اقدس اله به احسن وجه بپذیرد

مدیریت چند عنصر محوری دارد یکی خود مدیر یکی حوزه اداره و یکی علل و اسبابی که به وسیله آن می خواهد به مدیریت سامان ببخشد یعنی انسان شناسی، جهان شناسی و رابطه انسان و جهان

مستحضرید که ذات اقدس اله جامعه را ستون دین می داند اگر یک نظامی بخواهد مدیر یک مملکت باشد باید بداند همان طوری که نماز ستونی دارد سیاست های دینی ستونی دارد تعبیر دین درباره نماز این است که الصلاه عمود الدین چون نماز را ستون دین می داند هرگز در قرآن و امثال قرآن دستور نمی دهد نماز بخوانید چون ستون اقامه شدنی است نه خواندنی وجود مبارک علی بن ابی طالب در عهدنامه معروف مالک اشتر که در نهج البلاغه آمده است به مالک فرمود مالک ان عماد الدین و جماع المسلمین و عد علی الاعداء العامه من الناس مالک در سیاست در مدیریت د ر حکومت دینی مردم ستون دین اند مبادا مردم را از مشورت از رأی گیری از دخالت در نظر جدا کنی بدون ستون دین نمی شود جامعه را مدیریت کرد کاری که مردم را برنجاند کاری که بر خلاف هدف مردمی مردم باشد با مدیریت سازگار نیست اگر مدیری رفتار و گفتار و نوشتار او هماهنگ نباشد این مدیر لایق نیست. مدیریت تنها برنامه ریزی نیست هم جامعه را به عنوان ستون بشناسد اگر نظام، نظام اسلامی است که چنین است و اگر امت ، امت مسلمان هستند که هستند. پس اولین سهم تعیین کننده در مدیریت شناخت مردم است حق مردم است مال مردم است آبروی مردم است ذره ای از کارهایی که با این اصول هماهنگ نباشد مدیریت دینی نیست عنصر دیگر موجودات نظام هستی اند. همه و همه بنده خدا هستند. هیچ موجودی نیست که بنده خدا نباشد. همه تسبیح گوی اویند. این مسبحات الهی را در راه صحیح مصرف بکنیم. بشناسیم که برای چه خلق  شد و در همان راه صرف بکنیم. بدانیم که آب و هوا برای چه خلق شد نه هوا را آلوده کنیم نه آب. بخش دیگری از مدیریت آن است که بدانیم ما در این دنیایی که زندگی می کنیم این چهارسوق، چهارسوق بلاست. انبیاء  و اولیای الهی از رهنمود وحی کمک گرفته اند یک نکته که تقریبا یا تحقیقات فطری بشر بود امضا کرده اند

یک نکته دیگر که آن هم فطری بشر و مقبول بشر است ولی مغفول است آن را احیا و علنی کرده اند آن نکته ای که همه ما میدانیم باید از خطر دوری کنیم این را صریحا کلیم حق بیان کرد که من وقتی احساس خطر کردم فرار کردم این حرف تازه ای نیست که بشر نداند.

حرف مهم نهایی را کسی گفت که خاتم انبیاء بود این که درست است که انسان باید از خطر فرار کند و این مبدأ است ولی این که باید به کجا برود؟ در سوره ذاریات فرمود ففروا الی الله

اگر به الله فرار کردیم الله یعنی قانون الهی یعنی دین الهی یعنی حرام و حلال الهی یعنی حسن و قبح الهی یعنی حق و باطل الهی یعنی صدق و کذب الهی یعنی خیر و شر الهی که شارع بیان کرده باشد

پس اولی را که همه ما میدانیم و احساس هم می کنیم کلیم حق فرمود ففرت منکم لما خفتکم. ولی از گناه به کجا فرار کنیم؟ از اختلاس نجومی به کجا فرار کنیم؟ از مال مردم خوری که بدترین غده سرطان مدیریت است از رشوه به کی فرار کنیم؟

این بیان نورانی قرآن کریم از رشوه به عنوان سحت یاد می کند این کلمه فیسحتکم تنها مال حرام را نمی گویند یعنی مال حرام، مال اختلاسی، مال ربا پوست جامعه را می کند. می گویند فیسحت الشجر یعنی پوست درخت را می کند

مدیریت وقتی موفق است که از خطر فرار کند از هر گناهی از هر زشتی، باطلی، شر و کذبی به جایی پناهنده بشوند که معدن حق، صدق، زیبایی و  خیر است

هم "ففرت منکم لما خفتکم" هم "ففروا الی الله"

در پایان این نکته را از نهج البلاغه به عرض می رسانم که در مدیریت تنها قدس و تقوای ظاهری کافی نیست. منطقه ای در عراق است که هم اکنون به صورت شهر در آمده در عهد امیرالمؤمنین به این وسعت نبود به نام منطقه حیط.

در بحبوبه قدرت اموی که غارت گری شروع شد و صدسال قبل از کتاب نهج البلاغه که کتاب الغارات نوشته شده غارت هایی که حکومت اموی درباره حکومت علوی داشت جمع آوری شده است که حیط را غارت کردند و مسئول رسمی این حیط جناب کمیل بود.

وجود مبارک امیرالمؤمنین نامه نوشت اعتراض کرد که این همه امکانات به تو دادم و تو نتوانستی حوزه مسئولیتت را اداره کنی.

برخی برای دعای کمیل خوب اند. کمیل را امیرالمؤمنین فرمود تو مدیر نیستی. پس مدیریت چیزی است تدبیر چیزی است اداره چیزی است و عناصر محوری آن شناخت انسان است شناخت جهان است و شناخت جامعه است مردم را ستون دین دانستن است به جای مردم تصمیم نگرفتن است حقوق مردم را ادا کردن است و خودشناسی و تعریف خود است که خود را معرفی کند که می تواند حیط را اداره کند یا باید دعای کمیل یاد بگیرد آن کسی که همه این شرایط را دارد او می تواند مدیر خوبی باشد. وجود مبارک حضرت امیر این گونه بود

ما در کشور مدیران فراوانی داریم مدیران لایق داریم از همه آن ها قدرشناسی می کنم همه شما اساتید بزرگوار و نخبگان و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی رنج بلیغی را تحمل فرمودید در تدوین این نقشه جامع و سعی سازنده ای را اعمال کردید حق شناسی می کنیم.

غفرالله لنا و لکم

 


١٥:٥١ - دوشنبه ٢ اسفند ١٣٩٥    /    عدد : ٢٢٥    /    تعداد نمایش : ١٦٧٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 





تمام حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به دانشگاه جامع امام حسین(علیه السلام) می باشد.